پازل ریاضیدانان 2
این پازل در سه سطح آسان ، متوسط و سخت طراحی شده.

برای ساخت این پازل به وبسایت ریاضی دبیرستان مراجعه فرمایید.
این پازل در سه سطح آسان ، متوسط و سخت طراحی شده.

برای ساخت این پازل به وبسایت ریاضی دبیرستان مراجعه فرمایید.
دوستان سلام ...
***با تشکر از آقای کلهر عزیز بابت ارسال این مطلب جالب و خواندنی
سوالهای کنکور
امسال را دیدهاید؟ بعضی سوالهایش واقعاً خیلی باحالند!
منظورم چیست؟ الان خدمتتان عرض میکنم:
انگار یک سری سوالات کنکور امسال
در دروس ادبیات و معارف، برای آیکیوی
در حد ...! طراحی شده است، در حدی
که قشنگ آدم را به خنده میاندازد.
باور نمیکنید؟ پس سوالها را
بخوانید:
ـ جای خالی را با گزینهی
مناسب پر کنید.
«به نام خدای ............
بیانداخت شمشیر را شاه
دین»
1) جهان آفرین
2) مهربان
3) کریم
4) رحیم
یعنی گزینهها آنقدر تابلوست که
طرف اگر شعر را در عمرش هم نشنیده باشد،
بهراحتی و با توجه به وزن شعر،
میتواند گزینهی درست را پیدا کند. اما
این سوال تازه خوب است! صبر کنید
برسیم به جالبترهایش!
ـ جای خالی را با گزینهی
مناسب پر کنید.
«بهرام که گور میگرفتی
همه عمر
دیدی که چهگونه گور
........... گرفت»
1) شهرام
2) مهرام
3) بهرام
4) آرام
به خدا این سوالهای کنکور امسال
بوده است ها! فکر نکنید من اینها را از
خودم درآوردهام. باور نمیکنید،
خودتان بروید سایت سازمان سنجش را
ببینید. توی این سوال فقط کم
مانده بود یکی از گزینهها را هم میگذاشت
"دلپذیر" یا
"تبرک"! تست بعدی را داشته باشید:
ـ جای
خالی را با گزینهی مناسب پر کنید.
«که گوید برو ......
رستم ببند
نبندد مرا دست، چرخ
بلند»
1) دست
2) پا
3) کمر
4) چشمهای
دقت دارید که، طراح محترم گزینهی
2 را «پای» ننوشته که خدای نکرده
داوطلبین عزیز کوچکترین شکی
نکنند. آن گزینهی 4 هم که آخرش است. اما
سوال بعدی:
ـ جای خالی را با گزینهی
مناسب پر کنید.
« ............ پردهی
پندار دریدند
یعنی همهجا غیر خدا
هیچ ندیدند»
1) مردان خدا
2) مردم همهجا
3) مردم همیشه
4) مردان و زنان
باز این سوال نسبت به قبلیها خوب
است! گزینهی 3 را دارید که! خُب دیگر
وقتش است برویم سراغ شاهکارها!
ـ جای خالی را با گزینهی
مناسب پر کنید.
«گل همی پنج روز و
....... باشد
وین گلستان همیشه خوش
باشد»
1) هفت
2) چهار
3) شش
4) هشت
یعنی من عاشق طراح این سوال هستم!
خدایی دل خجستهای داشته! فکر کنید!
مثلاً یکی با خودش بگوید: گل همین
پنج روز و هفت باشد! ای جان! اما حالا
که با سوالات ادبیات آشنا شدید،
بد نیست یک نگاهی هم به دو سوال از درس
معارف بیاندازیم:
ـ جای خالی را با گزینهی
مناسب پر کنید.
«ارزش هر کس به درک و
......... وی از حقیقت هستی و جایگاه انسانی در
کاردانی آفرینش دارد.»
1) فهم
2) پرهیز
3) دوری
4) جدایی
و اما به نظر من در میان همهی
این سوالات نبوغآمیز، جایزهی ویژه تعلق
میگیرد به سوال درخشان، بینظیر
و شگفتانگیز زیر:
ـ جای خالی را با گزینهی
مناسب پر کنید.
«رویاهای صادقانه: هر
کدام از ما هنگام ........... رویاهایی را مشاهده
میکنیم. این رویاها
انواع مختلف دارند.»
1) دویدن
2) ایستادن
3) خواب
4) نشستن
آقا من همیشه هنگام دویدن رویا میبینم!
آنقدر خوب است
"این پست را تقدیم می کنم به آرشام رضایی"

"هلن آدامز کلر" در بیست و هفتم ژوئن 1880در ایالت توسکامبیا آلباما به دنیا آمد. او در 19 ماهگی دچار بیماری گردید و بینایی و شنوایی اش را از دست داد. و ارتباطش با دنیای بیرون قطع گردید . در 6 سالگی او را به الکساندر گراهام بل نشان دادند و وی خانم سالیوان 21 ساله را به عنوان معلم هلن به آنها معرفی کرد. هلن در باره آن روز خاطره انگیز چنین می نویسد. ((زندگی واقعی من در یک روز از ماه مارس سال ۱۸۸۷ وقتی که تقریباً ۷ ساله بودم ، با ورود معلمم خانم سالیوان به زندگی من آغاز شد.)) معلمی عاشق که تا پایان عمرش در کنار هلن ماند. خانم سالیوان با نوشتن کلمه عروسک بر روی کف دستان هلن توانست اولین ارتباط هلن با دنیای بیرون را آغاز کند و شوق زیستن را در هلن بیدار کند. به گونه ای که هلن در کتاب زندگی من می نویسد. ((من با دستانم می شنیدم.))
زمانی که مشغول خواندن این کتاب بودم. تلاش و سخت کوشی خانم سالیوان برایم از همه چیز جالبتر بود. چگونه ممکن است معلمی این چنین عاشقانه تمام زندگی اش را صرف بالندگی یک دختر نابینا و ناشنوا کند؟
هلن با تلاش فراوان و کمک های بی پایان معلم جوانش در 14 سالگی وارد مدرسه ناشنوایان شد. در 16 سالگی وارد مدرسه کمبریج بانوان جوان و در 20سالگی وارد کالج رادکلیف شد و 4 سال بعد از انجا فارغ التحصیل گردید.
هلن در مورد اشتیاقش به آموختن چنین می نویسد. ((وقتی انگشتان خانم سالیوان از هجی کردن کلمات خسته می شد و از خواندن باز می ایستاد، برای اولین بار محرومیتم را به تلخی احساس کردم. کتاب را در دست می گرفتم و سعی می کردم کلمات را لمس کنم، با چنان شدت و قوتی از اشتیاق که هرگز فراموش نخواهم کرد.))
در اینجا قصد ندارم زندگی نامه هلن کلر را برای شما بنویسم. اگر جست و جویی در اینترنت بکنید. قسمت هایی از زندگی نامه این زن نابغه را پیدا می کنید.
می خواهم قسمت 19 کتاب "زندگی من" نوشته هلن کلر را برایتان بیاورم. مشکلاتی که یک دختر نابینا در درس جبر و هندسه با آن موجه است. آن گونه که خودش می نویسد .
((ای کاش جبر و هندسه به اندازه نصف زبان و ادبیات آسان بود.))
از يك ديوونه ميپرسن چطور شد كه ديوونه شدي؟ ميگه: من يه زني گرفتم كه يه دختره 18 ساله داشت. دختر زنم با بابام ازدواج كرد، و زن من شد مادرزن پدرم، با اينكه پدرشوهرش هم بود، از طرفي دختر زن من كه زن بابام بود، و به عبارتي مي شد مادر من، پسري به دنيا آورد كه مي شود برادر من و نوهي زنم، و از سويي نوهي من هم بود، و ميدانيد كه من پدربزرگ برادر ناتني خودم هم به حساب مي آمدم. چند روز بعد زن من هم پسري به دنيا آورد كه ميدانيد زن پدرم، خواهر ناتنيش بود هرچند از سويي مادربزرگ پسرم هم محسوب مي شد، در عين حال كه پسرم، برادر مادر بزرگ خودش هم بود، و از طرفي مادر بزرگ پسرم، مادر من هم بود و دختر زنم، خواهر پسرم هم محسوب مي شد و از جانبي من خواهرزادهي پسرم هم بودم!! با اين حساب اگر شما بوديد ديوونه نمي شديد.

استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند:آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس
او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما
نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است!"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از
خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش
نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد
میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود
دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که
وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود
ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن
گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا
آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد
یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند.
سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق
کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي
هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه
و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان
نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی
توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می
شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه
میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا
اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود
ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان
وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته
همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از
رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او
در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها
نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا
حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل
تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به
خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می
آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
نام آن شاگرد زیرک آلبرت انیشتین بود.
برگرفته از وب سایت عصر ایران 2
کـنون رزم ویروس و رستم شنو * * * * * * * * * * * * دگـرها شنیدسـتی این هـم شنو

که اسفـندیارش یکی دیسک است * * * * * * * *
* * * * بگـفـتـا به رستم که ای نـیکـزاد
در این دیسک باشد یکی فایل ناب * * * * * * * *
* * * * که بگـرفـتم از سایت افـراسیاب
برم خـُرمی کن بدین دیسک هان * * * * * * * *
* * * * که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش * * * * * * * ***
* * * * شـتـابـان بـه دیـدار رایـانـه اش
دگـر صـبر و آرام و طاقـت نداشت * * * * * * *
* * * * و آن دیسک را در درایوش گذاشت
نکـرد هـیچ صبر و نـداد هـیچ لفـت * * * * **
* * * * یکی هم کپی از همان دیسک گرفت
در آن دیسک دیدش یکی فایل بود * * * * * * * *
* * * * بـزد ایـنـتـر آن را و اجـــرا نـمـود
به ناگـه چـنان سیستمش هـنگ کـرد * * * * * * * * که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
تهـمـتـن کلافـه شـد و داد زد * * * * * * ******* *
* * * * زبخـت بـد خـویش فـریاد زد
چو تهـمینه فـریاد رستم شنود * * * * * * * ****
* * * * بـیـامـد که لـیسانس رایانه بود
بدو گفـت رستم همه مشکلـش * * * * * * * *
* * * * وزان دیسک و برنامه قابلـش
چـو رستم بـدو داد قـیـچـی و ریش * * * * * * * *
* * * * یکی دیسک Bootable آورد پیش
به ناگه یکی رمز ویروس یافت * * * * ** * * *
* * * * پـی حـفـظ امضای ایشان شـتافـت
به خاک اندر افکند ویروس را * * * * * ******** *
* * * * تهـمـتـن بـه رایانه زد بـوس را
چنین گفت تهمینه به شوهرش * * * * * * **** *
* * * * که این بار بگـذشت از پل خرش
دگر بار برنامه زین سان مکـن * * * * * ****** * *
* * * * ز رایـانـه اصلا صحـبـت مکــن
قـسم خورد رستم هـمی با شتاب * * * * * * * *
* * * * نگـیـرد دگـر دیسک ز افـراسیاب
یه آمارگیر میره در یه خونه ای و راجع به خودش و بچه هاش سوال میکنه.
طرف میگه: "برای سن بچه هام یه معما میگم باید حلش کنی تا سنشون رو پیدا کنی.من سه تا پسر دارم که حاصل ضرب سن اونا میشه 36 و حاصل جمع سنشون 2تا از شماره پلاک همسایه سمت راستی کمتره."
آمارگیر یه خورده فکر میکنه میگه با این اطلاعات نمیتونم حل کنم میشه یه راهنمایی بکنید؟
صاحبخونه میگه پسر بزرگترم ماکارونی خیلی دوست داره !!!!!!!!!!

و آمارگیر مساله رو حل میکنه!!!
حالا شما بگید سن بچه ها به ترتیب چند بوده؟؟؟
منبع : خانه ریاضیات شهرضا
پاسخ در ادامه مطلب
نیوتون با خونسردی سرِ جایش ماند و گفت: نه خیر...!!! او ادّعا کرد که اصلاً من نیوتون نیستم.

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست.
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام... که منو نیوتون بر متر مربع میکنه... از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابرِ یک پاسکال است، بنابراین من پاسکالم؛ پس پاسکال باید بیرون بره!
منبع : گروه ریاضی آذرمت
امروز هم قصد دارم یه سایت جالب دیگه بهتون معرفی کنم.
دوست دارید بدونید چندمین پولدار جهان هستید؟

یه سری به سایت زیر بزنید و درآمد سالانه تون رو بنویسید.
http://www.globalrichlist.com/index.php


و رویش را برگرداند و خوابید!!!!

منبع : گروه ریاضی آذرمت
سلام

می خوام یه سایت بهتون معرفی کنم. نمیدونم خوبه یا بده ؟ و لی به نظرم جالبه. شما تو این سایت به یکسری سوالات که در رابطه با زندگی روزمرتون هست پاسخ می دید. و در آخر این سایت لطف می کنه . سال ،ماه و روز مرگ شما رو تعیین می کنه. و میگه چقدر وقت دارید ؟
من به این سوال ها جواب دادم . قرار شد در روز 12 ژانویه 2059 ...
![]()
و از همین الان من 17116 روز و 6 ساعت و 6 دقیقه و 27 ثانیه وقت دارم.
این هم سایتش
برای دیدن سوالات به ادامه مطلب مراجعه بکنید.
مطمئناً تا به حال این تجربه را داشته اید که در کلاس درس و یا یک جلسه و سمینار حوصله تان سر رفته باشد ، آن وقت با خودکاری که در دست دارید بر روی کاغذ مقابلتان بی هدف نقاشی هایی را می کشید. ممکن است این خطوط درهم و مبهم ، در نگاه اول چیز جالبی برای گفتن نداشته باشند ولی به اعتقاد بسیاری از روان شناسان این نوع نقاشی های ناخودآگاه نمایانگر درون و افکار ما هستند که به دور از محدودیت های ذهن آگاهمان پدید می آیند و اسرار ناگفته ای از شخصیت ما را به تصویر می کشند ؛ آرزوها ، امیال ، ترس ها و رؤیاهای نهفته ای که هیچ گاه نتوانسته ایم آنها را بر زبان بیاوریم .

پیشنهاد می کنیم اگر این بار شما نیز چنین نقاشی هایی را کشیدید ، آنها را دور نیندازید . می توانید نقاشی هایتان را با نمونه های زیر مقایسه کنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید .
برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب رجوع کنید.
این تست بسیار هیجان انگیز تنها چند ثانیه طول میکشد. باور کردنی نیست، ولی کاملاً صحت دارد. همین حالا آن را امتحان کنید:
هنوز دانشمندان علتی برای این عکسالعمل مغز پیدا نکردهاند. در نتیجه هیچ کاری برای تغییر آن نمیتوان انجام داد. جالب بود نه؟!!…. شما میتوانید بارها و بارها این آزمایش را انجام دهید و بارها و بارها همان نتیجه را مشاهده کنید.
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.
اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.
آنها به استاد گفتند:
«ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»
استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند....
آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند.
سپس ورقه را برگرداندند تا به سوالی که 95 نمره داشت پاسخ بدهند.
سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود؟؟؟
منبع : خانه ریاضیات شهرضا
آیا می توان در صفحه ی کاغذی که از دفترچه خود جدا کرده اید ، سوراخی به وجود آورد
که بتوان آدم بزرگ سالی از آن عبور داد؟

فرض کنید می خواهید کیکی را فقط با یک چاقو بین 2 کودک لجباز تقسیم کنید . اگر این کیک توسط شما تقسیم شود آن دو کودک حتما اعتراض خواهند کرد. و اگر توسط هر کدام از آن دو این کار انجام شود باز کودک دیگر اعتراض خواهد کرد.

به نظر شما راه حل این مشکل چیه؟
برای مشاهده پاسخ به پست نظریه بازی ها مراجعه فرمایید.
10 ,20 , …. , 15 ,1000 , 60 ,….
دو تا حرف B در حروف زیر هست اونا رو پیدا کن.
RRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRR
RRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRR
RRRRRRRRRRRRRRBRRRRRRRRRRRRRRRRR
RRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRR
RRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRR
RRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRR
RRRRRRRRBRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRR
RRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRR
RRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRRR
999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999 996666999999999999966669996666666699966666666999966999996699 996696699999999999669669996699996699999966999999966999996699 996699669999999996699669996699996699999966999999966999996699 996699966999999966999669996699996699999966999999966999996699 996699996699999669999669996699996699999966999999966999996699 996699999669996699999669996699996699999966999999966999996699 996699999966966999999669996699996699999966999999966999996699 996699999996669999999669996666666699999966999999966666666699 996699999999999999999669996699996699999966999999966999996699 996699999999999999999669996699996699999966999999966999996699 996699999999999999999669996699996699999966999999966999996699 996699999999999999999669996699996699999966999999966999996699 996699999999999999999669996699996699999966999999966999996699 996699999999999999999669996699996699999966999999966999996699 996699999999999999999669996699996699999966999999966999996699 999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999 999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999
شماره هاي بالا را انتخاب كنيد
بعد Ctrl + F را بزنید
بعد شماره ي 9 را بزنيد
و حالا Ctrl + Enter را بزنید
به نظر شما کدام کوتوله محو شده است؟
....
خطای دید (خطای باصره، خطای بصری، خطای چشم) به احساس دیدن...

تدریس استاد :
2+2=4
تمرین :
55x+47x
سوال امتحان :
39048240(x^2(3454x+84)+8343x(x-454)(354-x

پنجاه مارکی تقلبی
آقایی وارد یک مغازه کلاه فروشی شد، ابتدا اطراف خود را برانداز کرد...
الاغ وقاطر
یک الاغ و قاطر در زیر سنگینی بار بشکه های شیر در گرمای سوزان ظهر به کندی و باسنگینی در جاده ای روستایی راه میروند...
در ۱۳۲۸ خورشیدی، ریاضیدان هندی، Kaprekar، فرآیندی را ابداع کرد که به عملیات Kaprekar شهرت یافت. در این عملیات، ابتدا عددی ۴ رقمی بایستی انتخاب شود...
در خواست پول
یک دانشجوی انگلیسی در وضعیت مالی وخیمی قرار گرفت بنا بر این تلگراف زیر را برای پدرش فرستاد:...
سنجش درست
نه گوی کاملا شبیه به هم و یکسان در اختیار داریم...
میگویند بر روی سنگ قبر (دیوفانتوس) ریاضیدان ریاضی چنین نوشته اند:...
معمای خرس
یکی از افرادی که به یک سفر اکتشافی رفته بود، بخشی از رویدادهای سفر خود را این طور گزارش می کند:...