عید فطر مبارک


عید فطر؛ عید پایان یافتن رمضان نیست. عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد میشود.

رمضان کوره ای است که هستی انسان را میسوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر میآورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است.

بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر در عید فطر درنیابیم که از نو متولد شدهایم؛ اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم؛ عید فطر، عید ما نیست.

جوش شیرین!


ادامه نوشته

صدا و سیما!


ادامه نوشته

عربستان صعودی


ادامه نوشته

گونه های نادر!!!


ادامه نوشته

مرغابی


ادامه نوشته

ااتماس


ادامه نوشته

نقاط ضعف


ادامه نوشته

بهینه


ادامه نوشته

دست های آلوده


ادامه نوشته

پازل ریاضیدانان 1




برای ساخت این پازل سخت ولی جذاب به وبسایت ریاضی دبیرستان مراجعه فرمایید.

وصال در کلام بزرگان

دكتر رحيم زارع نهندي یکی از  شاگردان استاد منوچهر وصال در وصف استادش چنین می گوید:

دكتر وصال كه به درستي در دوره‌ چهارم همايش چهره‌هاي ماندگار به عنوان يكي از اين چهره‌ها انتخاب شدند از شخصيت بسيار والايي برخوردار بوده و داراي دقت نظر بالا، كلامي پخته و ويژگي‌هاي اخلاقي ستوده اي بودند.

 

مهدي بهزاد از چهره‌هاي ماندگار رياضي كشور از استادش می گوید :

نخستين بار در پنجاه و چهار سال پيش در يكي از اتاق‌هاي دانشكده‌ علوم دانشكده‌ي تهران به عنوان دانشجو، استاد وصال را ديدم و از آن زمان تاكنون افتخار شاگردي ايشان را داشتم. استاد بسيار دقيق، جدي، سخت‌گير و سخت كوش بوده‌اند و به واقع تمام ويژگي‌هايي كه لازمه‌ هر معلم است در ايشان وجود داشت.

دغدغه ايشان همواره اين بود كه چه كار كنيم كه پژوهش در ايران پا بگيرد.

بايد از زندگي اين بزرگمردان درس بگيريم. منش، دقت، بزرگواري، جديت، فرهيختگي، بي‌نظيري، اثرگذاري در عرصه‌هاي مختلف زندگي غيره از جمله درس‌هايي است كه مي‌تواند پدر آناليز رياضي ايران گرفت.

 

رقيه معتمدي در باره همسرش می گوید:

همه‌ دانشگاهيان و شاگردان به استاد لطف داشته و به او عشق مي‌ورزند. استاد مردي آرام، بي‌توجه به ماديات دنيوي، سختكوش و عاشق شاگردان خود بود كه تا آخرين لحظه عمر آنان را فراموش نكرد.

 

مهندس وصال این چنین از پدر می گوید :

پدرمن عاشق رياضيات، شاگردان، دوستان و خانواده‌ خود بود و همواره دغدغه افزايش سطح علمي جامعه را داشته و در راستاي آن تلاش مي‌كرد.

  روحش شاد و راهش پر رهرو باد

نامی جاوید در سیاره ی زهره

نخستین زن ایرانی بود كه نامش برای همیشه بر سیاره زهره ، ثبت شد.


برای مشاهده متن کامل آن به وبلاگ نوشته های یک آموزگار مراجعه فرمایید.

سوالات کنکور!!!

دوستان سلام ...

***با تشکر از آقای کلهر عزیز بابت ارسال این مطلب جالب و خواندنی


 

سوال‌های کنکور امسال را دیده‌اید؟ بعضی سوال‌هایش واقعاً خیلی باحالند!
منظورم چیست؟ الان خدمتتان عرض می‌کنم: انگار یک سری سوالات کنکور امسال
در دروس ادبیات و معارف، برای آی‌کیوی در حد ...! طراحی شده است، در حدی
که قشنگ آدم را به خنده می‌اندازد. باور نمی‌کنید؟ پس سوال‌ها را
بخوانید:


ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«به نام خدای ............
بیانداخت شمشیر را شاه دین»

1)
جهان آفرین
2) مهربان
3) کریم
4) رحیم


یعنی گزینه‌ها آن‌قدر تابلوست که طرف اگر شعر را در عمرش هم نشنیده باشد،
به‌راحتی و با توجه به وزن شعر، می‌تواند گزینه‌ی درست را پیدا کند. اما
این سوال تازه خوب است! صبر کنید برسیم به جالب‌ترهایش!


ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر
دیدی که چه‌گونه گور ........... گرفت
»
1) شهرام
2) مهرام
3) بهرام
4) آرام


به خدا این سوال‌های کنکور امسال بوده است ها! فکر نکنید من این‌ها را از
خودم درآورده‌ام. باور نمی‌کنید، خودتان بروید سایت سازمان سنجش را
ببینید. توی این سوال فقط کم مانده بود یکی از گزینه‌ها را هم می‌گذاشت
"
دل‌پذیر" یا "تبرک"! تست بعدی را داشته باشید:


ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«که گوید برو ...... رستم ببند
نبندد مرا دست، چرخ بلند
»
1) دست
2) پا
3) کمر
4) چشم‌های


دقت دارید که، طراح محترم گزینه‌ی 2 را «پای» ننوشته که خدای نکرده
داوطلبین عزیز کوچک‌ترین شکی نکنند. آن گزینه‌ی 4 هم که آخرش است. اما
سوال بعدی:


ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
« ............ پرده‌ی پندار دریدند
یعنی همه‌جا غیر خدا هیچ ندیدند
»
1) مردان خدا
2) مردم همه‌جا
3) مردم همیشه
4) مردان و زنان


باز این سوال نسبت به قبلی‌ها خوب است! گزینه‌ی 3 را دارید که! خُب دیگر
وقتش است برویم سراغ شاه‌کارها!


ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«گل همی پنج روز و ....... باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد
»
1) هفت
2) چهار
3) شش
4) هشت


یعنی من عاشق طراح این سوال هستم! خدایی دل خجسته‌ای داشته! فکر کنید!
مثلاً یکی با خودش بگوید: گل همین پنج روز و هفت باشد! ای جان! اما حالا
که با سوالات ادبیات آشنا شدید، بد نیست یک نگاهی هم به دو سوال از درس
معارف بیاندازیم:


ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«ارزش هر کس به درک و ......... وی از حقیقت هستی و جای‌گاه انسانی در
کاردانی آفرینش دارد

1) فهم
2) پرهیز
3) دوری
4) جدایی


و اما به نظر من در میان همه‌ی این سوالات نبوغ‌آمیز، جایزه‌ی ویژه تعلق
می‌گیرد به سوال درخشان، بی‌نظیر و شگفت‌انگیز زیر:


ـ جای خالی را با گزینه‌ی مناسب پر کنید.
«رویاهای صادقانه: هر کدام از ما هنگام ........... رویاهایی را مشاهده
می‌کنیم. این رویاها انواع مختلف دارند

1) دویدن
2) ایستادن
3) خواب
4) نشستن

آقا من همیشه هنگام دویدن رویا می‌بینم! آن‌قدر خوب است

بررسی فصل ششم کتاب ریاضی پایه ششم ابتدایی

" بررسی فصل ششم "
منتظر نظرات ارزشمند شما همکار گرامی هستیم.(پست ثابت)

ادامه مطلب

ادامه نوشته

ای کاش جبر و هندسه هم آسان بود!

"این پست را تقدیم می کنم به آرشام رضایی"

 

"هلن آدامز کلر"  در بیست و هفتم ژوئن 1880در ایالت توسکامبیا آلباما به دنیا آمد. او در 19 ماهگی دچار بیماری گردید و بینایی و شنوایی اش را از دست داد. و ارتباطش با دنیای بیرون قطع گردید . در 6 سالگی او را به الکساندر گراهام بل نشان دادند و وی خانم سالیوان 21 ساله را به عنوان معلم هلن به آنها معرفی کرد. هلن در باره آن روز خاطره انگیز چنین می نویسد. ((زندگی واقعی من در یک روز از ماه مارس سال ۱۸۸۷ وقتی که تقریباً ۷ ساله بودم ، با ورود معلمم خانم سالیوان به زندگی من آغاز شد.)) معلمی عاشق که تا پایان عمرش در کنار هلن ماند. خانم سالیوان با نوشتن کلمه عروسک بر روی کف دستان هلن توانست اولین ارتباط هلن با دنیای بیرون را آغاز کند و شوق زیستن را در هلن بیدار کند. به گونه ای که هلن در کتاب زندگی من می نویسد. ((من با دستانم می شنیدم.))


زمانی که مشغول خواندن این کتاب بودم. تلاش و سخت کوشی خانم سالیوان برایم از همه چیز جالبتر بود. چگونه ممکن است معلمی این چنین عاشقانه تمام زندگی اش را صرف بالندگی یک دختر نابینا و ناشنوا کند؟

هلن با تلاش فراوان و کمک های بی پایان معلم جوانش در 14 سالگی وارد مدرسه ناشنوایان شد. در 16 سالگی وارد مدرسه کمبریج بانوان جوان و در 20سالگی وارد کالج رادکلیف شد و 4 سال بعد از انجا فارغ التحصیل گردید.

هلن در مورد اشتیاقش به آموختن چنین می نویسد. ((وقتی انگشتان خانم سالیوان از هجی کردن کلمات خسته می شد و از خواندن باز می ایستاد، برای اولین بار محرومیتم را به تلخی احساس کردم. کتاب را در دست می گرفتم و سعی می کردم کلمات را لمس کنم، با چنان شدت و قوتی از اشتیاق که هرگز فراموش نخواهم کرد.))

در اینجا قصد ندارم زندگی نامه هلن کلر را برای شما بنویسم. اگر جست و جویی  در اینترنت بکنید. قسمت هایی از زندگی نامه این زن نابغه را پیدا می کنید.

 می خواهم قسمت 19 کتاب "زندگی من" نوشته هلن کلر را برایتان بیاورم. مشکلاتی که یک دختر نابینا در درس جبر و هندسه با آن موجه است.  آن گونه که خودش می نویسد .

((ای کاش جبر و هندسه به اندازه نصف زبان و ادبیات آسان بود.))


ادامه نوشته

جشنواره فناوری اطلاعات و ارتباطات آموزش و پرورش

جدیت ممنوع!

رفتاری که در مدرسه با کودکان در پیش میگیرند چنان است که گویی آنها برده اند... این راهش نیست. برای از میان بردن سستی و برانگیختن هوش، وسیله ای بهتر از بازی یافت نمشود.

در بازی است که انسان احساس خود بودن ، احساس یگانگی، نشاط و بالندگی می کند . این بالندگی توان نیروی آدمی را در خدمت تولید ، خلاقیت و آزادی اندیشه و عمل قرار می دهد. پختگی مرد در گرو جدیتش در دوران کودکی هنگام بازی است.

 

بازی فیثاغورس با نخ و سیم بود که منجر به کشف نت های موسیقی ، رابطه نسبت اعداد و کشف قوانین ریاضی شد.

بازی دموکریت با قطرات آب بود که منجر به کشف اتم شد.

بازی ارشمیدوس در خزینه حمام بود که منجر به کشف قانون چگالی ماده شد.

بازی گالیه با چراغ روغنی آویزان از سقف کلیسا بود که منجر به کشف قانون پاندول شد.

بازی نیوتن در زیر درخت سیب بود که منجر به کشف قانون جاذبه زمین شد.

بازی گرگول مندل در باغچه خانه اش بود که منجر به کشف قوانین توارث شد.

 

یادمان باشد

       همیشه جدی ترین قله های بشری

                 در بازی های کودکانه اش فتح گردید.

                          و جدی ترین تولیدات فرهنگی و مادی بشر

                                   در غیر جدی ترین لحظات زندگی او بوده است.


برگرفته از کتاب یادداشت های ممنوعه/دکتر عبدالعظیم کریمی

پاسخ اثبات کنید (1)

در پست های قبلی سوالی مطرح گردید که می خواست ثابت کنیم
 

S=S1+S2+S3

در اینجا اثباتی برای آن را ارائه داده ایم.



مشاهده تصویر بزرگتر

افتتاح آزمایشگاه محاسبات خانه ریاضیات اصفهان

در روز شنبه مورخ 14/5/91 بعد از صرف افطار ، در مراسمی با حضور شورای علمی خانه ریاضیات اصفهان و مدیر عامل شرکت باسا ، آزمایشگاه محاسبات خانه ریاضیات اصفهان ( اهدایی شرکت باسا ) افتتاح شد. این آزماشگاه برای بهره گیری در زمینه حل مسائل پیچیده ریاضی با روش های محاسباتی Grid در نظر گرفته شده و در اختیار پژوهشگران این حوزه قرار گرفت.


خانه ریاضیات اصفهان در نظر دارد با آماده سازی سیستم تحت وب رزرو استفاده از این آزمایشگاه امکان بهره گیری از آن توسط علاقه مندان را سهولت بخشد. همچنین با راه اندازی این سیستم امکان ثبت تمامی مسائل حل شده در این آزمایشگاه و انتشار نتایج آن در صورت تمایل کاربران بوجود خواهد آمد. از دیگر برنامه های آتی می توان به افزایش قدرت محاسباتی این آزمایشگاه در صورت استقبال کاربران اشاره نمود.

عقلانیت ممنوع!

عاقل خود را با دنیا سازگار می کند و نادان دنیا را با خود. پس تمام پیشرفت های دنیا را مدیون انسان های نادانیم.

عاقل همیشه نگران مقبولیتش است. مقبول این و آن ،مقبول هنجارهای جامعه ، مقبول منطق دیگران...

ولی سازگازی یعنی چه؟  سازگاری یعنی همواره کراواتی ببندیم که به جورابمان بیاید و فردا نیز همین عقیده امروزمان را داشته باشیم. در چنین شرایطی عقل از تکاپو و خلاقیت باز می ایستد و فقط تقلید می کند.

سعی نکنید همواره سازگار بمانید این حق شماست که تغییر عقیده بدهید البته تا زمانی که به دیگری آسیبی نزنید. مهم نیست که دیگران چه فکر می کنند.

بدانید آنچه امروز معقول است از آنچه که دیروز نا معقول بوده خلق شده. انسان خلاق نامعقول فکر می کند. پس لطفا" کمی هم نا معقول فکر کنید.

عقل نقاد

     عقل خرد آفرین

          عقل هنجار گریز

               و بالاخره عقل خلاق قادر خواهد بود

                           پوسته زندگی عادی را بترکاند و زندگی جدیدی را خلق کند.


برگرفته از کتاب یادداشت های ممنوعه/دکتر عبدالعظیم کریمی

اثبات کنید(1)

منبع: مباحث مقالات ریاضی

شهریار شعرت را بخوان !

از مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی نقل شده است : شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم . آن شب در عالم خواب ، دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و مولا امیرالمؤمنین با جمعی حضور دارند. حضرت فرمودند : شاعران اهل بیت را بیاورید . دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند . فرمودند: شاعران فارسی زبان را نیز بیاورید ؛ آن گاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی زبان آمدند .

مولا فرمودند: شهریار ما کجاست ؟

 شهریار آمد ، حضرت خطاب به شهریار فرمودند:

شهریار شعرت را بخوان !

و شهریار این شعر را خواند:  

    

      علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را/ که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را  

 

     دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بینبه علی شناختم به خدا قسم خدا را

                                            به خدا که در دو عالم اثر از فنا نما ند   

 

                                          چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

     مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ /به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

     برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زنکه نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من                                        

 

                                       چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

     بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب/ که علم کند به عالم شهدای کربلا را

     چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان/ چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت                                   

 

                                        متحیرم   چه نامم شه ملک    لافتی را

     بدو چشم خون فشانم ها له ای نسیم رحمت/ که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

     به امید آن که شاید برسد به خاک پایت/ چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان                               

 

که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را                                    

 


     چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم/ که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

      همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی / به پیام آشنائی    بنوازد ، آشنا را

ز نوای مرغ یا حق    بشنو   که در دل شب                                    

 

                                  غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا      

 

ایشان فرمودند : وقتی شعر شهریار تمام شد ، از خواب بیدار شدم. چون من شهریار را ندیده بودم، فردای آن روز پرسیدم که شهریار  کیست؟

 گفتند : شاعری است که در تبریز زندگی می کند

گفتم : از جانب من اورا دعوت کنید که به قم نزد من بیاید . چند روز بعد ساعت شش صبح شهریار به خانه آیت الله می رسد خادم از او نامش را می پرسد میگوید من  سید محمد بهجت تبریزی مشهور به شهریار از تبریز آمد ه ام پس از کمی تعلل خدام او را می پذیرند ؛ آیت الله پس از دیدن شهریار  می گویند این همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر ( ع ) دیده ام .

آیت الله می پرسند : این شعر (( علی ای همای رحمت )) را کِی ساخته ای ؟

شهریار با حالت تعجب سؤال می کنند که شما از کجا خبر دارید ! که من این شعر را ساخته ام ؟

 چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام . ولی من فلان شب  این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم، تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام !

  آنگاه آیت الله سری تکان می دهد ومی گو ید می دانم ولی تو ای:

                                                    "شهریار شعرت را بخوان ! "

و او متحیر و حیران می خواند :

                                 علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا. . . . .      

                   

منبع:

 جزوه " فرازهایی از وصیتنامه الهی-اخلاقی آیت الله العظمی مرعشی نجفی"

 

برگرفته از وبلاگ یادگار های ماندگار

بررسی فصل پنجم کتاب ریاضی پایه ششم ابتدایی

" بررسی فصل پنجم "
منتظر نظرات ارزشمند شما همکار گرامی هستیم.(پست ثابت)
ادامه مطلب

ادامه نوشته

کدام اول است؟ ضرب یا تقسیم؟

با سلام

آقای گنجعلی لطف فرمودند و نقد فصل چهارم کتاب ششم رو مطالعه کردند. با برخی از موارد ذکر شده موافق و با برخی نیز مخالف بودند. در آخر پیامشون گفتند چرا در مورد ترتیب عملیات ها صحبتی نشده؟ مثلا" ضرب و تقسیم.

وقتی پیامشون رو خواندم اول خیلی تعجب کردم. ولی بعد به یاد نکته ای افتادم که در یکی از کلاس های ضمن خدمت یکی از دبیران به آن اشاره کرده بودند.ایشان می گفتند در برخی از موارد باید برای  ضرب و تقسیم هم  از پرانتز استفاده کنیم. کلی  گشتم تا اون مثال رو پیدا کردم.

 به فصل چهارم کتاب ریاضی  ششم ابتدایی رجوع کردم . مشاهده کردم این جمله استفاده شده.

" اگر ترتیب انجام عملیات با پرانتز مشخص نشده بود ابتدا باید ضرب وتقسیم ها را انجام دهید سپس جمع وتفریق ها را".

 

آیا به نظر شما همکار عزیز این جمله کتاب باید تغییری بکند؟


***و در آخر از دوست خوبم آقای گنجعلی مدیر وبلاگ کلاس دوست داشتنی که این نکته جالب را خاطر نشان شدید. کمال تشکر و سپاس را دارم. با آرزوی موفقیت های بیشتر برای شما دوست عزیز***

*****

****

***


همکار گرامی مدیر وبلاگ "دنیای ریاضی" در این رابطه به نکته ای که در کتاب اول دبیرستان آمده ، اشاره کردند.

که گفته شده

" بنا به قرار داد ، در عبارت هایی که عملیات جمع و ضرب انجام می شود ، اگر ترتیب عملیات با پرانتز مشخص نشده باشد، ابتدا عملیات ضرب و تقسیم به ترتیب از چپ به راست انجام می شود ، سپس عملیات جمع یا تفریق به ترتیب از چپ به راست انجام خواهد شد. (ریاضیات اول دبیرستان/ فصل اول/ صفحه 26) "

بنا به گفته همکار محترم مدیر وبلاگ " نوشته های یک اموزگار" ، جناب آقای دکتر عالمیان نیز در ضمن تدریس کتاب ششم این نکته را یاد آوری کرده اند.

گزارش ميان دوره کارگاههای بازی و رياضی دانش‌آموزان ابتدايی

گزارشی تصویری است از فعالیت های جالبی که در این کارگاه بازی و ریاضی انجام میشه.

فعالیت هایی از  جمله:
  
تقويت بكارگيري دقيق حس بينايي 
تقويت هماهنگي بين مغز و عضلات كوچك دست و چشم      
ارتقاء درك شهودي از فضاي سه بعدي
تشخيص شباهت ها و تفاوت ها (به ويژه اشكال هندسي)
دريافت الگو از طريق مشاهدات
پيوند بهتر و بيشتر بين فرزندان و خانواده ها


فایل Pdf

منبع: وب سایت خانه ریاضیات اصفهان

دعایم کن

دلت دریاست میدانم،


پر از احساس بارانی،


و این زیباست میدانم،


در این ایام نورانی،


دعایم کن،

که قلبت چشمه جوشان خوبی هاست می دانم.

فراخوان طرح سئوال برای مسابقات کانگورو


مهلت ارسال: 25 مرداد 1391

اولين دوره مسابقات رايانه‌ای



 16 و 17 و 24 شهريور

گفت وگوی حضرت علی(ع) و صعصعه قبل از شهادتشان


در روز بیستم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجری، آثار مرگ بر چهره امام علی)علیه السلام( ظاهر شده بود.


امام به فرزند بزرگش امام حسن)علیه السلام(فرمود: به شیعیانی که جلو درب منزل اجتماع کرده اند اجازه دهید تا بیایند و مرا ببینند.

درب باز شد و شیعیان، دور آن حضرت جمع شده و به گریه و زاری پرداختند.

 امام علی)علیه السلام( خطاب به آنان فرمود: «قبل از آن که فرصت از دست رود و دیگر نتوانید مرا ببینید، هر سؤالی دارید از من بپرسید، لیکن سؤالاتتان کوتاه و مختصر باشد

یکی از سؤال کنندگان، صعصعه بن صوحان بود که روایات او حتی در صحاح اهل سنت هم، آورده شده و مورد اعتماد علمای فریقین می باشد.

 او از امام پرسید «شما فضیلت بیشتری دارید یا حضرت آدم؟»

 حضرت فرمود: «خوب نیست که کسی از خودش تعریف نماید»لکن از این جهت که خداوند فرموده است: «نعمت های خدادادی به خود را نقل کنید.باید بگویم: «من از حضرت آدم افضل ام».

صعصعه دلیل این برتری را جویا شد

خلاصه پاسخ امام علی)علیه السلام(چنین است: «برای آدم همه جور وسایل راحتی و آسایش و نعمات در بهشت فراهم بود و فقط خداوند او را از خوردن گندم منع نمود. با وجود این ممنوعیت، آدم از گندم خورد و از بهشت رانده شد. در حالی که من از خوردن گندم منع نشده ام، و چون دنیا را قابل توجه نمی بینم به میل و اراده خود، هرگز نان گندم نخورده ام».

سپس صعصعه پرسید «شما افضل اید یا نوح شیخ الانبیاء؟»

حضرت پاسخ داد: «من از نوح افضل ام»

و علت این برتری بر نوح را

 چنین فرمود: «نوح)علیه السلام( قوم خود را به سوی خدا دعوت کرد، ولی آن ها او را اطاعت نکردند و به آن بزرگوار آزار و اذیت بسیاری رساندند. سپس نوح پیغمبر، آنان را نفرین کرد و گفت: پروردگارا! احدی از کافرین را بر روی زمین باقی نگذار. اکنون با وجود این که بعد از وفات خاتم الانبیا، صدمات و آزار فراوانی از این امت به من رسیده است، هرگز آنان را نفرین نکرده و کاملاً صبر پیشه کردم».

آنگاه صعصعه پرسید: «شما افضل هستید یا ابراهیم)علیه السلام)؟»

ایشان پاسخ داد: «من از ابراهیم افضل می باشم» و دلیلش را در قرآن، از زبان ابراهیم)علیه السلام(چنین می فرماید: } رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتی قالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلی وَلکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی{; پروردگارا چگونگی زنده کردن مردگان را به من نشان ده. خداوند فرمود: آیا باور نداری؟ پاسخ داد: چرا باور دارم، اما می خواهم با مشاهده آن دلم آرام گیرد».(2) اما من گفتم: «اگر کشف حجاب گردد و پرده ها بالا رود، یقین من زیادتر نخواهد شد

آنگاه صعصعه پرسید: «شما افضل هستید یا موسی (علیه السلام(؟»

امام خود را از موسی)علیه السلام (نیز افضل و برتر خواند و دلیل آن را چنین فرمود: «وقتی که خداوند او را ماموریت داد تا به دعوت فرعون به مصر رود، مطابق قرآن مجید، ایشان عرض کرد: } رَبِّ إِنِّی قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخافُ أَنْ یَقْتُلُونِ وَأَخِی هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِی رِدْءاً یُصَدِّقُنِی إِنِّی أَخافُ أَنْ یُکَذِّبُونِ{; خداوندا من از آنان یک نفر را کشته ام و می ترسم که آنان مرا به قتل برسانند. برادرم هارون را که زبان فصیح تر و گویاتری از من دارد، با من همراه گردان تا یاور و شریک من در امر رسالت باشد، و مرا تصدیق نماید; زیرا می ترسم آن ها رسالتم را تکذیب نمایند«اما موقعی که پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) به من مأموریت داد تا به مکه معظمه روم، و آیات اول سوره برائت را در بالای بام کعبه بر کفار قریش قرائت نمایم ـ با آن که در آنجا کمتر کسی را می توان یافت که یکی از خویشان و بستگانش به دست من کشته نشده باشدـ هرگز و ابداً نهراسیدم. امر پیامبر خدا را اطاعت نمودم و به تنهایی مأموریت خود را انجام داده، آیات سوره برائت را بر آنان قرائت نموده و مراجعت کردم

همچنین امام علی)علیه السلام( خود را برتر و افضل از عیسی مسیح دانست و دلیل آن را نیز چنین بیان کرد: به اذن و قدرت پروردگار، وقتی جبرئیل در گریبان مریم دمید، او حامله شد و زمانی که موقع وضع حملش رسید به مریم وحی شد که: «از خانه بیت المقدس بیرون آی ، این خانه محل عبادت است نه محل ولادت و زایشگاهبه همین دلیل از بیت المقدس بیرون رفت و عیسی در بیابان خشکیده ای متولد شد. اما وقتی مادر من ـ فاطمه بنت اسد ـ درد زاییدن گرفت در وسط کعبه به مستجار کعبه متوسل شد و گفت: بارالها بحق این خانه کعبه و بحق کسی که این خانه را بنا نهاده است، درد زایمان را بر من سهل و آسان گردان. در همان وقت دیوار کعبه شکافته شد و مادرم فاطمه با ندای غیبی به داخل خانه راه یافت، من در همان خانه کعبه متولد شدم.

و سپس صعصعه پرسید: «شما افضل هستید یا رسول خدا؟»

که ایشان فرمودند : من غلام غلام رسول خدا هستم.

آینه و ریاضی

فرض کنید سطح آینه از تعداد بسیار زیادی آینه‌‎های کوچک به هم چسبیده با زاویه‌‎های متفاوت تشکیل شده باشد. این الگوریتم راستای قرار گرفتن هر یک از این آینه‌ها را به صورتی تعیین می‌کند که در نهایت تصویری وسیع ولی بدون خدشه را به راننده نشان می‌دهد

ادامه نوشته

مگسي را كشتم

مگسي را كشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید،

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!

ای دو صد نور به قبرش بارد؛

مگس خوبی بود...

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،

مگسی را کشتم ...!

"زنده یاد حسین پناهی"


این بود زندگی ...

میزی برای کار ،

کاری برای تخت ،

تختی برای خواب ،

خوابی برای جان ،

جانی برای مرگ ،

مرگی برای یاد ،

یادی برای سنگ ،

این بود زندگی ...

"یادش گرامی "

بررسی فصل چهارم کتاب ریاضی پایه ششم ابتدایی


" بررسی فصل چهارم "
منتظر نظرات ارزشمند شما همکار گرامی هستیم.(پست ثابت)
ادامه مطلب

ادامه نوشته

نرم افزار تعیین ضابطه تابع خطی

برای دانلود این نرم افزار به وب سایت ریاضی دبیرستان مراجعه نمایید.

چطور شد که دیوانه شدی؟

از يك ديوونه ميپرسن چطور شد كه ديوونه شدي؟ ميگه: من يه زني گرفتم كه يه دختره 18 ساله داشت. دختر زنم با بابام ازدواج كرد، و زن من شد مادرزن پدرم، با اينكه پدرشوهرش هم بود، از طرفي دختر زن من كه زن بابام بود، و به عبارتي مي شد مادر من، پسري به دنيا آورد كه مي شود برادر من و نوه‌ي زنم، و از سويي نوه‌ي من هم بود، و ميدانيد كه من پدربزرگ برادر ناتني خودم هم به حساب مي آمدم. چند روز بعد زن من هم پسري به دنيا آورد كه ميدانيد زن پدرم، خواهر ناتنيش بود هرچند از سويي مادربزرگ پسرم هم محسوب مي شد، در عين حال كه پسرم، برادر مادر بزرگ خودش هم بود، و از طرفي مادر بزرگ پسرم، مادر من هم بود و دختر زنم، خواهر پسرم هم محسوب مي شد و از جانبي من خواهرزاده‌ي پسرم هم بودم!! با اين حساب اگر شما بوديد ديوونه نمي شديد.

شاگرد زیرک و استاد

استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند:آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است!"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.


نام آن شاگرد زیرک آلبرت انیشتین بود.

برگرفته از وب سایت عصر ایران 2

 

پارادوکس چرخ ارسطو

دو چرخ با شعاع های متفاوت ولی هم محور داریم. اگر چرخ بزرگتر را روی سطحی بغلتانیم چرخ کوچکتر نیز همراه آن خواهد چرخید. و بلعکس اگر چرخ کوچکتر را روی میله ای که موازی با سطح است بغلتانیم چرخ بزرگتر نیز خواهد چرخید.

اگر چرخ بزرگتر یک دور کامل بزند چرخ کوچکتر نیز دقیقا" یک دور خواهد زد. و بلعکس اگر چرخ کوچکتر یک دور کامل بزند چرخ بزرگتر نیز یک دور خواهد زد. همان طور که می بینید از روی شکل نیز این موضوع کاملا" مشخص است.

 حال اگر شما مسیر حرکت دو چرخ را بر روی یک صفحه رسم کنید دو خط موازی به یک اندازه خواهید داشت. در صورتی که می دانیم . دو چرخ با شعاع های متفاوت دارای محیط های نابرابری هستند. پس

چگونه ممکن  است دو دایره با محیط های نابرابر مسافت های برابری را طی کنند؟  

این پارادوکس که به "پارادوکس چرخ ارسطو" معروف است. 320 سال قبل از میلاد در کتابی یونانی شرح داده شده است. و قرن ها ذهن ریاضی دانان دنیا را به خود معطوف کرده است.

امروزه دانشمندان علوم ریاضی به این نتیجه رسیده اند که وجود تناظر یک به یک مابین نقاط دو منحنی مختلف به معنای برابر بودن طول دو منحنی مزبور نیست.


مرجع :مجله دانستنی ها شماره 59

برگ هایی از تاریخ






نرم افزار حل معادله دو مجهول با استفاده از ماتریس

برای دانلود این نرم افزار به وب سایت ریاضی دبیرستان مراجعه نمایید.

رزم ویروس و رستم

 

کـنون رزم ویروس و رستم شنو * * * * * * * * * * * * دگـرها شنیدسـتی این هـم شنو


که اسفـندیارش یکی دیسک است * * * * * * * * * * * * بگـفـتـا به رستم که ای نـیکـزاد

در این دیسک باشد یکی فایل ناب * * * * * * * * * * * * که بگـرفـتم از سایت افـراسیاب

برم خـُرمی کن بدین دیسک هان * * * * * * * * * * * * که هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوی خانه اش * * * * * * * *** * * * * شـتـابـان بـه دیـدار رایـانـه اش

دگـر صـبر و آرام و طاقـت نداشت * * * * * * * * * * * و آن دیسک را در درایوش گذاشت

نکـرد هـیچ صبر و نـداد هـیچ لفـت * * * * ** * * * * یکی هم کپی از همان دیسک گرفت

در آن دیسک دیدش یکی فایل بود * * * * * * * * * * * * بـزد ایـنـتـر آن را و اجـــرا نـمـود

به ناگـه چـنان سیستمش هـنگ کـرد * * * *  * * * * که رستم در آن ماند مبهوت و منگ

تهـمـتـن کلافـه شـد و داد زد * * * * * * ******* * * * * * زبخـت بـد خـویش فـریاد زد

چو تهـمینه فـریاد رستم شنود * * * * * * * **** * * * * بـیـامـد که لـیسانس رایانه بود

بدو گفـت رستم همه مشکلـش * * * * * * * * * * * * وزان دیسک و برنامه قابلـش

چـو رستم بـدو داد قـیـچـی و ریش * * * * * * * * * * * * یکی دیسک Bootable آورد پیش

به ناگه یکی رمز ویروس یافت * * * * **  * * * * * * * پـی حـفـظ امضای ایشان شـتافـت

به خاک اندر افکند ویروس را * * * * * ******** * * * * * تهـمـتـن بـه رایانه زد بـوس را

چنین گفت تهمینه به شوهرش * * * * * * **** * * * * * که این بار بگـذشت از پل خرش

دگر بار برنامه زین سان مکـن * * * * * ****** * * * * * * ز رایـانـه اصلا صحـبـت مکــن

قـسم خورد رستم هـمی با شتاب * * * * * * * * * * * * نگـیـرد دگـر دیسک ز افـراسیاب


بررسی فصل سوم کتاب ریاضی پایه ششم ابتدایی

" بررسی فصل سوم "
منتظر نظرات ارزشمند شما همکار گرامی هستیم.(پست ثابت)
ادامه مطلب

ادامه نوشته

مثلث رولو (reuleaux)  

ابتدا مثلثی متساوی الاضلاع به نام ABC رسم کنید. بعد دهانۀ پرگار را به اندازۀ طول ضلع باز کنید و نوک پرگار را روی رأس A قرار دهید، و کمانی بزنید که B و C را به هم وصل کنید. همین کار را با رأس های دیگر بکنید. حتماً این شکل را رسم کنید و برای خود تان دلیل بیاورید که چرا پهنای این شکل ثابت است

برای مشاهده متن کامل مقاله به

مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

بررسی فصل دوم کتاب ریاضی پایه ششم ابتدایی


"
بررسی فصل دوم "
منتظر نظرات ارزشمند شما همکار گرام
ی هستیم.
ادامه مطلب

ادامه نوشته

سن پسرانم؟

یه آمارگیر میره در یه خونه ای و راجع به خودش و بچه هاش سوال میکنه.

طرف میگه: "برای سن بچه هام یه معما میگم باید حلش کنی تا سنشون رو پیدا کنی.من سه تا پسر دارم که حاصل ضرب سن اونا میشه 36 و حاصل جمع سنشون 2تا از شماره پلاک همسایه سمت راستی کمتره."

آمارگیر یه خورده فکر میکنه میگه با این اطلاعات نمیتونم حل کنم میشه یه راهنمایی بکنید؟

صاحبخونه میگه پسر بزرگترم ماکارونی خیلی دوست داره !!!!!!!!!!

و آمارگیر مساله رو حل میکنه!!!

حالا شما بگید سن بچه ها به ترتیب چند بوده؟؟؟

منبع : خانه ریاضیات شهرضا

پاسخ در ادامه مطلب

ادامه نوشته

نیوتن یا پاسکال؟

روزی همه ی دانشمندان که از دنیا رفته بودند، وارد بهشت شدند. آنها تصمیم گرفتند تا قایمباشک بازی کنند متأسّفانه اینشتین اوّلین نفری بود که باید چشم میگذاشت. او باید تا 100 میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد همه پنهان شدند الا نیوتون، نیوتون فقط یک مربّع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد، آنهم دقیقاً در مقابل اینشتین!

اینشتین شمرد: 97، 98، 99، 100 او چشماشو باز کرد و دید که نیوتون در مقابل چشماش ایستاده...

اینشتین فریاد زد: نیوتون سُك سُك! نیوتون سُك سُك

نیوتون با خونسردی سرِ جایش ماند و گفت: نه خیر...!!! او ادّعا کرد که اصلاً من نیوتون نیستم.

تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست.

نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام... که منو نیوتون بر متر مربع میکنه... از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابرِ یک پاسکال است، بنابراین من پاسکالم؛ پس پاسکال باید بیرون بره!

منبع : گروه ریاضی آذرمت

فراکتال (TREE)

شازده کوچولو

شازده کوچولو گفت : سلام

فروشنده گفت : سلام

این فروشنده صاحب قرص های فرد اعلایی بود که تشنگی را برطرف می کند. هفته ای یک دانه از این قرص ها را می خورند و دیگر احساس نیاز به آشامیدن آب نمی کنند.

شازده کوچولو پرسید : این ها را می فروشی برای چه ؟

فروشنده گفت : برای صرفه جویی در وقت . متخصص ها حسابش را کرده اند . هفته ای پنجاه و سه دقیقه صرفه جویی می شود.

شازده کوچولو گفت : وبا این پنجاه و سه دقیقه چه می کنند ؟

فروشنده گفت : هر کاری که دلشان بخواهد ...

شازده کوچولو با خود گفت : «اگر من پنجاه و سه دقیقه وقت اضافی داشتم آرام آرام به طرف چشمه ای می رفتم ...»


بررسی فصل اول کتاب ریاضی پایه ششم ابتدایی

منتظر نظرات ارزشمند شما همکار گرامی هستیم.

ادامه نوشته

نیایش کامپیوتری

ای خدا windows دل را باز کن!
یک print از رحمتت آغاز کن!

option غم را خدایا on مکن!
فایل اشکم را خدایا run مکن!

نام تو password درهای بهشت!
آدرس e mile سایت سرنوشت!

ای خدا حرف دلم باکی زنم!
help می خواهم که F1 میزنم!

refresh این دل به الطاف تو است!
save انعامش در این ماه نو است!

با clear کردن ذهن از گناه!
ما به تو می آوریم عذر و پناه!

محاسبه بزرگترین مقسوم علیه مشترک با 4 روش

سلام

سایتی رو که امروز قصد دارم به شما معرفی کنم. برنامه محاسبه بزرگترین مقسوم علیه مشترک دو عدد است. این سایت با چهار روش اقلیدسی ، نردبانی ، تجزیه و بازگشتی قادر است ب.م.م دو عدد را محاسبه کند .

قابلیت جالب این سایت این است که تمام محاسبات، همراه با راه حل است. و برای آموزش در مقاطع راهنمایی و دبیرستان بسیار کاربردی خواهد بود.   

http://gcd.awardspace.com/index_fa.php

نظمی در بی نظمی ها

Untitled Document
چندی پیش مطلبی با عنوان عملیات کاپرکار در وبلاگم قرار داده بودم. اگر گشتی در دنیای مجازی بزنید این پست بسیار جالب رو در اکثر وبلاگ ها و سایت ها پیدا می کنید . ولی امروز مقاله ای در وبلاگ گروه آموزشی ریاضی استان آذربایجان‌غربی مطالعه کردم که گفته شده بود عملیات کاپرکار کاملا" هم درست نیست. و بی نظمی هایی در این نظریه دیده می شود.
برای مطالعه متن کامل مقاله به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.
ادامه نوشته

چه حسی دارید؟

از دیدن این تصویر چه حسی پیدا می کنید؟



حالا از دیکشنری معنی کلمه Vertigo رو پیدا کنید.


برای دیدن تصاویر بیشتر به سایت آیدیاز مراجعه فرمایید.

Moon

Moon در زبان انگلیسی به معنی ماه است. 

به نظر شما طراح این تصویر چه منظوری داشته؟



برای دیدن تصاویر بیشتر به سایت آیدیاز مراجعه فرمایید.

Parallel

فکر می کنید Parallel در زبان انگلیسی چه معنی داره؟



برای دیدن تصاویر بیشتر به سایت آیدیاز مراجعه فرمایید.

لطفا"

لطفا"



بزنید.

برای دیدن تصاویر بیشتر به سایت آیدیاز مراجعه فرمایید.

چندمین پولدار جهان هستید؟

امروز هم قصد دارم یه سایت جالب دیگه بهتون معرفی کنم.

دوست دارید بدونید چندمین پولدار جهان هستید؟

یه سری به سایت زیر بزنید و درآمد سالانه تون رو بنویسید.

http://www.globalrichlist.com/index.php


با تشکر از وبلاگ مقالات علمی

چهار رنگ قضیه نیست!!!

بهتر است چند تعریف مهم را یادآوری کنیم.

اصل : به حکمی گفته می شود که بدون اثبات پذیرفته شود .در واقع درستی آن با تجربه ی سده های متوالی تایید می شود .

قضیه: حکم هایی که به یاری اصل ها ثابت می شوند ، قضیه نام گرفته اند .

اثبات:  عبارت از استدلالی است که به یاری آن و به یاری اصل ها ، می توان قضیه را ثابت کرد .

و قضیه، ترجمه‌ای است از واژه یونانی «ته‌ئورم» که به معنای «اندیشیدن» است.

منابع: ریاضیات پویا

پس در واقع این قضیه چهار رنگ ، قضیه نیست. بلکه یک حدس علمی است که هنوز مثال نقضی برایش پیدا نشده.


بازی قضیه چهار رنگ

شما در این بازی، نقشه را طوری باید رنگ آمیزی کنید که فقط از این چهار رنگ استفاده کنید و همچنین دو ناحیه هم مرز با یک رنگ نداشته باشید.


به نظرم جای این بازی ساده ولی جالب تو کتاب های ریاضی ابتدایی و راهنمایی خالیه.

دانلود بازی

قضیه چهار رنگ

قضیه چهار رنگ به صورت ساده این است: یک نقشه داریم. ثابت کنید می توان کشورها را با 4 رنگ، رنگ کرد به صورتی که هر دو کشور مجاور ناهمرنگ باشند.

این مسله سال ها فکر دانشمندان را به خود مشغول داشت تا در حدود 1976 چند دانشمند بعد از این که 25 سال از عمرشان را وقف اثبات این نظریه کردند، توانستند ثابت کنند که اگر برای حدود 10000 نقشه (گراف) ای که لیست شده بودند این کار امکان پذیر باشد آنگاه برای همه ی نقشه ها این کار ممکن است.

این تعداد نقشه با کمک کامپیوتر و برنامه ای که آن ها نوشته بودند ، طی روزها تلاش کامپیوتر حل شد. آن ها در واقع در ابتدا قصد استفاده از کامپیوتر را نداشتند ولی ناچار به این کار شدند.

بعد کسانی پیدا شدند و گفتند این که نشد اثبات و این دو نفر کلی تلاش کردند که آن ها را قانع کنند که این هم اثبات است و از اثبات 1000 صفحه ای یک قضیه بدتر نیست.

ولی هنوز هم دانشمندان در حسرت یک اثبات ساده برای این قضیه هستند. اثباتی که روی کاغذ باشد!

 این مسله با کمک نظریه گراف حل شد.شما ميتوانيد اطلاعات بيشتر را از کتب ابتدايی و ساده گراف بدست اوريد.


منبع : دمی با ریاضیات

ریاضیدان باهوش

یک پزشک و یک ریاضی دان در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند پزشک رو به ریاضیدان کرد و گفت:



مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ریاضیدان که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و
پتورا روى خودش کشید. پزشک دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید
۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. ریاضیدان مجدداً
معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، پزشک پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا
جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت ریاضیدان را
پاره کرد و رضایت داد که با پزشک بازى کند. پزشک نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» ریاضیدان
بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به پزشک داد. حالا نوبت خودش بود. ریاضیدان گفت: «آن چیست
که وقتى از تپه بالا می‌رود 3 پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟» پزشک نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل
حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد
و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش
پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، ریاضیدان را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد. ریاضیدان مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. پزشک بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت:
«خوب، جواب سوالت چه بود؟» ریاضیدان دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به پزشک داد

و رویش را برگرداند و خوابید!!!!

منبع : گروه ریاضی آذرمت

چقدر دیگه وقت دارم؟

سلام  

می خوام یه سایت بهتون معرفی کنم. نمیدونم خوبه یا بده ؟ و لی به نظرم جالبه. شما تو این سایت به یکسری سوالات که در رابطه با زندگی روزمرتون هست پاسخ می دید. و در آخر این سایت لطف می کنه . سال ،ماه و روز مرگ شما رو تعیین می کنه. و میگه چقدر وقت دارید ؟

من به این سوال ها جواب دادم . قرار شد در روز 12 ژانویه 2059 ...

و از همین الان من 17116 روز و 6 ساعت و 6 دقیقه و 27 ثانیه وقت دارم. 

این هم سایتش

برای دیدن سوالات به ادامه مطلب مراجعه بکنید.


ادامه نوشته